چشم

چشمانی خواهم ساخت برایت.

چشمانی از بالهای پروانه،
تا با آن جستجو کنی رویای کودکی‌ات را،
در میان گرگ و میش حیات.

چشمانی از باران،
تا با آن به تماشا بنشینی سوگواری طبیعت را،
در میان کوهساران.

چشمانی از گل سرخ،
تا با آن دنبال کنی افسانهٔ محبت را،
در میان بازی‌های کودکانه.

چشمانی خواهم ساخت،
به شفافیت اشک‌هایم،
روشنتر از خواب دم صبح،
تا با آن در در فاصله دوستی و شرم،
پی معنای زندگی روان شوی.

Advertisements

11 پاسخ to “چشم”

  1. آرام Says:

    دوست گرامی من
    چقدر زیبا و لطیف بود این شعرتان
    بسیار زیبا بود

  2. آرام Says:

    چشمانی خواهم ساخت،
    به شفافیت اشک‌هایم،
    روشنتر از خواب دم صبح،
    تا با آن در در فاصله دوستی و شرم،
    پی معنای زندگی روان شوی.

    خیلی به این قسمت شعر علاقمند شدم
    به شفافیت اشک
    بسیار واژه ها و عبارات بدیع و زیبایی در این شعر پدید آوردید

  3. ستاره*** Says:

    چشمانی به رنگ اسمان ستاره

    به رنگ شب..

    زیبا هست ./مرسی از شما

  4. سودابه Says:

    وچشمانم را تقدیم تمام لحظات چشم و گوش شدنهایمان خواهم کرد .

    سلام دوست عزیز متن زیبا و پر احساسی بود .

    ممنونم از حضورتون افتخاری بود برای من .

  5. morgh e sahar Says:

    man ham az in cheshm ha mikhaam. fekr konam ensan haye emroozi be dashtan e hachin cheshhaee niaz daran

  6. masood hedayati Says:

    روزی را به یاد بیاور پیش از امروز

    روزی را که جوان بودی و آزاد برای بازی با عشقت

    شب هیچوقت نمی رسید.

    چرا امروز نمی توانیم بازی کنیم ؟

    چرا نمی توانیم همانطور بمانیم ؟

    از درخت سیب بالا برو

    سعی کن خورشید را بگیری

    چرا نمی توانیم به خورشید برسیم و چرا نمی توانیم سالها را پس بزنیم ؟

  7. آرام Says:

    دوست گرامی من
    خیلی لطف کردی اسم وبلاگ را تغییر دادی
    من که همیشه شرمنده شما هستم
    دوست گرامیم
    می خواستم در مورد زندگی شهری و خفقانش بنویسم اما هرچه فکر می کنم می بینم این گونه نوشته ها از قلم جادویی شما بر می آید

  8. محمد کوهی Says:

    آیدین ِ عزیز
    دوست ِ خوبم
    تمام ِ نوشته هات رو با ولع ِ خاصی خوندم…
    توی اون مدتی که نبودم دلم واسه نوشته هات تنگ شده بود…
    همشون عالی اند… خیلی خوشحالم که همچین دوست ِ بزرگی دارم.
    مرسی.

  9. albert Says:

    چشمهايي خواهم ساخت تا با آن در بهشت گريه كني……..

  10. متیل Says:

    چشمانت بی بلا

  11. اکالیپتوس Says:

    من چشمان خویش را به تو ای عشق من خواهم داد

    تا که آنچنان که من تو را چون پریچهری دل انگیز می بینم

    تو نیز مرا شورانگیز ببینی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: