اینجا آسمان آبی نیست

مردِ خسته قایقی می‌ساخت. کودک خرس عروسکی‌اش را به دست گرفت. دوره‌گرد کوله بار خود را می‌بست. دخترک زیر درخت بید، کتاب خود را گشود.

هنگام خداحافظی، رو گرداندی. اما من صدای قطره‌های باران را شنیدم.

مردِ خسته ته ماندهٔ نیرویش را به کار می‌گرفت تا پارو زند. می‌رفت به آن سوی دریاها. کودک میان دشت می‌دوید. دوره گرد راه دوم را انتخاب کرد، رهسپار سرزمین‌های دور بود. دخترک چشمانش را بست. بهای ورود به سرزمین خیال همین است.

بیا تا همین جا بمانیم. دیگر آسمان هیچ کجا آبی نیست.

کودک می‌گریست. پنجه‌های عروسک دستانش را بریده بود. دوره‌گرد کوله بار خود را به کناری نهاد. اینجا نیز پرستوها لانه‌ای بهتر از دیوار سیمانی نیافته‌اند. کشتی دخترک غرق شد. صخره‌های سیاه مسیر را از نظر می‌پوشاند. مردِ خسته دیگر نیرویی نداشت. پشت دریاها هم شهری نبود.

Advertisements

16 پاسخ to “اینجا آسمان آبی نیست”

  1. آرام Says:

    من هم می گویم
    پشت دریاها شهری نیست
    سهراب وهم دیدی
    سراب بود
    پشت دریاها تنها بتون است
    هیچ قلبی منتظر نیست
    پرندگان ساکتند
    شاید آنها هم آهنی هستند
    مثل این برج ها
    کنار ساحل هم نمی توان رفت
    حصاری به بلندای اسکناس چیده شده است
    بساز و بفروش ها اما هستند
    هم پشت دریاها
    هم کنار رودها
    دیریست آب ها گل آلود است
    ماهیش از آن دیگریست

  2. آرام Says:

    دوست گرامی من
    صادقانه می گویم نوشته هایتان را بسیار دوست دارم
    بسیار زیبا بود و با حال خراب من سازگار
    دوست من از شما سپاسگزارم
    بسیار لذتبخش است خواندن یک نوشته ی زیبا

  3. اکالیپتوس Says:

    زیبا بود

    اگر به این مسیر که پارو می زنیم ایمان داشته باشیم

    حتما شهری خواهیم یافت

    آن دوره گرد نیز ایمان به کار خویش دارد

    کودک نیز همینطور

    می خواهم بگویم این خود ما هستیم که آسمان را آبی می بینیم

    اگر من به کار خویش ایمان نداشته باشم هیچگاه موفق نخواهم شد

    اگر من ایمان دارم پشت دریا شهری است پس آن را خواهم یافت

    گر هم نیافتم لا اقل

    عمرم را در پی چیزی که بدان اعتقاد داشته ام صررف کرده ام

  4. آرام Says:

    راستی دوست گرامیم با نظرت که برای فوتون در مورد عشق نوشتی کاملا موافقم
    دوباره دارم هایکوی زیبایت را می خوانم
    صخره‌های سیاه مسیر را از نظر می‌پوشاند. مردِ خسته دیگر نیرویی نداشت. پشت دریاها هم شهری نبود.
    دارم به تمام آرزوها و رویاهام فکر می کنم . به اینکه چقدر خنده دار بودند . همیشه فکر می کردم قرار است کار خیلی بزرگی کنم
    بزرگترین هنرم شد یک فوق لیسانس مزخرف و یک ذهن پوچ و خسته و همین هیچی نشدن بیشتر برایم خنده دار است .

  5. بهار Says:

    چه قدر نوشته هايتان زيباست
    نميدانم زندگي چيست و من قرار است در اين دنيا چه سهمي داشته باشم نميدانم راه من چه خواهد بود؟!!!

  6. masood hedayati Says:

    عمر ، طول عمر
    خط ، خط عمر
    از برابر چشمهای الکترنیکی می گذرد
    خاطرات نرم نرمک پیدایشان می شود
    خوب بیاد می اورم
    نسیم در کالسکه ها
    بچه کلوچه فروش ، دار درخت
    یادم می یاید انوقت ها دنیا به این کوچکی نبود

  7. sama Says:

    شاید برای شهود عشق در بتن باید چشمانمان را بشوئیم
    شاید
    و شاید دل های بتنی امان را باید ویران کنیم
    همه جا خانه عشق است …
    —-

  8. ستاره*** Says:

    سلام

    زیبا بود ..

  9. ستاره*** Says:

    سلام

    زیبا بود ..

  10. آرام Says:

    هنگام خداحافظی، رو گرداندی. اما من صدای قطره‌های باران را شنیدم.
    دخترک چشمانش را بست. بهای ورود به سرزمین خیال همین است.
    بیا تا همین جا بمانیم. دیگر آسمان هیچ کجا آبی نیست.

    خیلی زیباست
    فکر کنم هر روز دارم می خونم

  11. طارق گادلی Says:

    بسم الله الرحمن الرحیم …
    زیبا بود …

    یا علی مدد
    من هم آپ کردم بیا سر بزن … یا علی مدد

    بسم الله الرحمن الرحیم …

  12. مهرنوش Says:

    باید بی بهانه آسمان را فهمید… حتی آسمان خاکستری این روزها را..
    سلام دوست عزیز
    خوشحالم از خوندنت و همراهیت.

  13. اكاليپتوس Says:

    من كتاب هايم را ماهها پيش سوزاندم هماندم كه مائده ها را خواندم … هماندم كه آناهيتا را شناختم …

  14. آرام Says:

    راست گفتی گورکن اینجا آسمان آبی نیست

  15. مسافر Says:

    سلام. پشت درياها شهري است چون هنوز هم مي‌توان صداي قطره‌هاي باران را شنيد حتي اگر همه‌‌‌‌‌ي روي‌ها برگردانيده باشند. شايد گريستن راهي باشه واسه‌ي نگريستن به اون چيزايي كه از خيال مي‌رسن به واقعيت… بالاخه پرستو راه آسمون‌رو پيدا مي كنه.
    شاد و موفق باشيد.

  16. مسافر Says:

    ببخشيد، تصحيح مي‌كنم: بالاخره

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: