دیدار با طبیعت

رفته بودم تا دیداری تازه کنم با طبیعت. اما هیاهوی شهر نگذاشت تا بشنوم صدای کلاغ را، دیوارهایش نگذاشت تا ببینیم سبزی صنوبر را، سنگ فرشش نگذاشت تا پاهای برهنه‌ام حس کند نرمی خاک را، لطافت علف را، ساختمان‌هایش نگذاشت تا دریابم بلندی کوه را. آب در حوضچه‌هایش اسیر بود، جغد را در قفس محبوس کرده بودند.

و لوله‌ها، لوله‌ها همه جا بودند. لوله‌هایی برای مکیدن حیات، مکیدن عشق. لوله‌هایی که تا انتهای زندگی روان بودند. لوله‌هایی به وسعت مرگ.

بزی را دیدیم چمن پلاستیکی می‌خورد، سگی را دیدم در میان زباله‌ها به دنبال آذوقه می‌گشت تا نیرویی دهد بدن نحیفش را. در نگاهشان فاصله‌ها را یافتم، خسوف نوع بشر را.

رفته بودم تا دیداری تازه کنم با طبیعت. اما چیزی نیافتم جز مخروبه‌های تمدن بشری …

Advertisements

5 پاسخ to “دیدار با طبیعت”

  1. آرام Says:

    سلام آقای گورکن
    من کارتن خیلی دوست دارم . یک کارتنی تلویزیون می داد شخصیت عاقل و مهربانی داشت که گورکن بود
    اگر طبیعت بکر می خواهید خیلی باید از شهر دور شوید تا دست یابید
    هر چند حتی حیوانات هم شهری شده اند آنها هم به غذای نیم سیر و پسماند راضی اند
    موفق باشید
    اگر تمایل به تبادل لینک داشتید خبرم کنید.

  2. مهرنوش Says:

    دیدار دلگیری میشه!

  3. اکالیپتوس Says:

    زیبا بود

    تو هیچگاه نخواهی دانست

    که شاپرک در گوش من چه گفت

    آنهنگام که تو آنسو تر

    محو تماشای غروب بودی

  4. nazanin Says:

    ziba bood ! khoshoonat nadasht vali hanooz delam mikhad matalebe shangool ham azat bekhoonam

  5. نيلوفر.. Says:

    ببینیم :ببينم! غلط املايي داشت متنت !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: