آوای زمین

گوش سپرده‌ام به آوای زمین.
شکایت می‌کند از فرزندانش،
که چگونه او را نابود ساخته‌اند.
صدایشان قلبش را به درد می‌آورد،
آنگاه که شکایت می‌کنند از باران و برف.
غم گلویش را چنگ می‌زند،
هنگامی که این فرزندان ناخلفش فرشتگان سبزش را نابود می‌سازند.
و آن زمان که سینه‌اش را شکافتند، فریادی برنیاورد.

گوش سپرده‌ام به آوای زمین.
سخن می‌گوید از گذشته‌های دور.
از سر تنهایی بود که خواست فرزندی بیاورد.
همراهش باشد در سختی‌ها،
در آغوشش بگیرد هروقت هوای گریستن داشت،
برایش لالایی بخواند هرگاه دلش گرفت.
اما افسوس که فرزندانش او را از یاد برده‌اند.
کسی نمی‌شنود صدای دلنشینش را.

گوش سپرده‌ام به آوای زمین.
همدمی ندارد تا برایش بگوید از دلتنگی‌هایش.
سنگ صبوری ندارد تا دردهایش را با او شریک شود.
به که می‌توان پناه برد از فرزند خویش‌تن؟

گوش سپرده‌ام به آوای زمین.
صدایش چه حزن انگیز است.
قلبش شکست پروانه،
وقتی شنید صدای مادرش را.
بر او گریست خارپشت،
وقتی آواز مادر از میان بوته‌زار گذشت.

گوش سپرده بودم به آوای زمین.
صدایش گم شد در میان هیاهوی شهر …

Advertisements

2 پاسخ to “آوای زمین”

  1. محمد Says:

    سلام… مرسی… بسیار کار خوبی کردی… خوشحالم که blog داری! من که از همین امروز مشتریه پر و پا قرص ِ وبلاگتم… همین الانم add اش کردم تو favorites و منتظر ِ دست نوشته ها و شعر های خوبت هستم.

  2. nazanin Says:

    salam Aidin
    kheili kare khoobi kardi . motmaen bash ke hamishe matlabato mikhoonam , hamoonjoori ke hamishe mailato khoondam !!! shayad gahi natoonestam javab bedam vali khoondam .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: