کبک، فارغ و بیخیال، در میان گلزار گشت میزد. متوجه نبود که ماده روباه در همان نزدیکی کمین کرده است. پسر بچه که روباه را آمادهٔ جهش دید، سنگی پراند و صدایی در آورد که کبک و روباه را فراری داد.
آن شب سه بچه روباه از گرسنگی جان سپردند.
کبک، فارغ و بیخیال، در میان گلزار گشت میزد. متوجه نبود که ماده روباه در همان نزدیکی کمین کرده است. پسر بچه که روباه را آمادهٔ جهش دید، سنگی پراند و صدایی در آورد که کبک و روباه را فراری داد.
آن شب سه بچه روباه از گرسنگی جان سپردند.
آوریل 10, 2009 در t 9:01 ق.ظ
اسمش دخالت!
آوریل 16, 2009 در t 7:38 ب.ظ
سلام…
راز بقا واسه همین رازه دیگه چون مهربانی مختص به خودش رو داره و اجباری که طبیعت واسهی تطبیق نوع زندگی موجودات با خودش میسازه. سنگ هم جزئی از طبیعته که گاهی تقدیر و سرنوشتها رو عوض میکنه تا اونی اتفاق بیفته که مهربانی طبیعت میخواد.
شاد و موفق باشید.
آوریل 18, 2009 در t 11:23 ق.ظ
بلــه، بعضی مهربانی های بی جا، از دشمنی هم بدتر است.
آوریل 23, 2009 در t 6:23 ب.ظ
نمی دانم چرا ما حق حیات را برای همه جانداران مساوی نمی بینیم . ؟ .
سپتامبر 4, 2009 در t 8:57 ب.ظ
اي بابا. دلم مي خواست سنگ را كبك به پسرك بزند تا روباه بخوردش و سه بچه روباه زنده بمانند تا كبك هاي ديگري فرصت خورده شدن داشته باشند. اما نه منطقي نيست. سه بچه روباه مردند تا كبك ها راه خودشان را بروند و پسرك هم كاري نكند. فقط سوال اينجاست كه جمعيت روباهها رو به انقراض هست يا نه ؟!